تبليغاتX
دل آسمانی


دل آسمانی

سلام دوستان گلم

الیکا جان... پرمیس جیگر...مبینا فرشته...دالیا....لیدا که نمیشناسمت.......ملیکا و مریم جان

من یک مسابقهی بزرگ گذاشتم هر کس تا اخر خرداد بیشتر نظر بزاره من اونو مدیر وب جدیدم و همچنین به

عنوان بهترین دوستم هر روز براش تو وبش نظر می زارم و به همه می گم که اون بهترین دوست سال و همچنین بهترین دوست من است

حالا بیافتید به رقابت

                                            

تاريخ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391سـاعت 20:34 نويسنده خودم| |

سلام این وبلاگ هر هفته یک عالمه چیز های جالب در اختیار شما قرار میده .

چیز هایی مثل خط جداکننده...شکلک های یاهو مسنجر و هزار تا چیز دیگه

                                             هر کی نظر نده خدا کنه تو غذاش کرم باشه

اینم اولین نمونه خط های جدا کننده برای شما

خیلی تنوع دارن حتما برید توی ادامه ی مطلب بیش تر از 15 تا طرح داره






ادامـــه مطلب
تاريخ چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391سـاعت 17:57 نويسنده خودم| |

                                                                                                         

به بابام می گم برو تو حموم و نگا کن سوسک نباشه ...
میگه ای بابا .. می ترسی؟!؟!
پَ نه پَ با احساساتم بازی کرده نمی خوام ریختشو ببینم !

لاک پشته ما رو دیده ، رفته تو لاکش ...دوستم میگه: ترسیده؟
میگم: پ ن پ ...چشم گذاشته ما بریم قایم بشیم...بدو بریم بــــدو...

طرف زنگ زده میگه کجایی؟ میگم تو چمران گیر کردم. میگه بزرگراه چمران؟
پـَــــــــ نَ پَــــــــ خونه آقا مصطفی شام دعوتیم گیردادن نمیزارن بیایم

دوستم میگه اگه سه نفر بت با چاقو حمله کنن، فرار میکنی؟
پَ نه پَ می جنگم میمیرم ذلت نمی پذیرم

 با دوستم رفتیم بام تهران ... یه یارو تو بانجی جامپینگ داشت بالا پایین میرفت ...
دوستم میگه اگه این کش پاره بشه می خوره زمین داغون می شه؟
پَ نه پَ می خوره زمین هوا میره نمی دونی تا کجا میره ...

صبح که از خواب پا میشم نمیتونم صبحانه بخورم چون به فکر تو هستم.

ظهر که نوبت ناهار میشه نمیتونم ناهار بخورم چون تو فکر تو هستم .

شب که نوبت شام میشه نمیتونم شام بخورم چون تو فکر تو هستم .

شب وقتی میخوام بخوابم خوابم نمیبره. چون گشنمه

امروز روز جهانیه پوکیه استخوانه...!کله پوک روزت مبارک

برو پایین

.

.

.

.

.

.

بازم پایین تر

.

.

.

.

.

.

.

حالا

که

تا

پایین

میری

اشغال

 رو

هم

بزار

دم

در

گاو ماما می کرد

گوسفند بع بع می کرد

سگ واق واق می کرد

و همه با هم فریاد میزدند حسنک کجایی

شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود.حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید.او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می کند.او هر روز به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند.

موهای حسک دیگر مانند پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند.

دیروز که حسنک با کبری چت می کرد.کبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است.کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند چون او با پتروس چت می کرد.پتروس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت می کرد.پتروس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد می کرد چون زیاد چت کرده بود.او نمی دانست که سد تا چند لحظه دیگر میشکند.پتروس در حال چت کردن غرق شد.

برایمراسم دفن او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما کوه روی ریل ریزش کرده بود.ریز علی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت.ریزعلی سردش بود و دلش نمیخواست که لباسش را درآورد.ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله دردسر نداشت.قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد و کبری و مسافران قطار مردند .

اما ریز علی بدون توجه به خاه رفت.خانه مثل همیشه سوت و کور بود.الان چند سالی است که کوکب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد او حتی مهمان خوانده هم ندارد.او اصلا حوصله مهمان ندارد.او پول ندارد که شکم مهمان ها را سیر کند.

او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد.

او کلاس بالایی دارد.او فامیل های پولداری دارد .

او آخرین بار که گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت.اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد به همین دلیل است که دیگر در کتاب های دبستان آن داستانهای قشنگ وجود ندارد.

تاريخ یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391سـاعت 16:28 نويسنده خودم| |

سلام . 

این دفعه با یک چیز جالب امدم . 

امیدوارم که خوشتون بیاید من اسم همه ی شما ها رو با فونت زیبا و یک تصویر قشنگ برای اشانتیوم گذاشتم 

ولی  باید بگم که این ها اسم دوست های گروه LLITLE GIRLSاست و اگر اسم کسی نبود لطفا از حرص نمیردمنو عشقم

حالا ببینید کی توی این گروه است

ها ها ها ها من از یکی خیلی بدم می یاد چون دوستم ... دوستش نداره

امیدوارم نا راحت نشه


فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

تاريخ جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391سـاعت 22:35 نويسنده خودم| |

سلام . من این دفعه با چند چیز باحال اومدم . با عکس های جالب از جنیفر لوپز و کتی پری. امیدوارم که خوشتون بیاد راستی از این به بعد نظر هایی مثل من اپم نداریم باید یکم نظراتون انتقادی باشه بعد بنویسید من اپم تو اپی و....

خوب امیدوارم لذت ببرید.

 


ادامـــه مطلب
تاريخ جمعه هشتم اردیبهشت 1391سـاعت 17:37 نويسنده خودم| |

 

سلام به همه .اول یک خبر بد من همین دیروز اسبم رو که اسمش بارمان بود و شش سال باهاش بو دم رو از دست دادم . چون او با همه دوست بود من هم تصمیم گرفتم که با همه دوست باشم.

 برای همین این قلب رو برای 1.الیکا جونم 2.مبینا ی عزیزم 3. ملیکا جیگر 4. برای پرمیس که از خر شیطون بیاد پایین و با هم دوست بشیم.

 شاید اون نیاد تو وب من شما ها بهش خبر بدید . امیدوارم که این گروه ما همیشه پا بر جا بمونه

راستی همه میدونید که دلیل این دعوا بی احترامی به همدیگر بود پس به حقوق هم احترام بگذارید

تاريخ چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391سـاعت 10:29 نويسنده خودم| |

سلام بچه  ها من واقعا عاشق سلنا هستم و هیچ کس هم حق توحین به او را ندارد . اگر هم توحین کند که مطمعنم از طرفدار های جاستین باید باشه سریع از وب من بره بیرون اگر هم با سلنا کنار می یاید خوب هر چه قدر دلش می خواد توی وب من باشه . اینم یک عکس مشتی از سلنا جونم. به نظر من همه چیز در باره ی این که سلنا از جاستین یک بچه داره شایعه استاین شایعات رو بی خیال . صدای توپ سلنا رو بچسب.

تاريخ دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391سـاعت 21:9 نويسنده خودم| |

همکلاسی صمیمی من توجه همه را به خودش جلب می کند

در هر کلاس همیشه دختری هست که بیش تر مورد توجه دیگران قرار می گیرد. چون ظاهرش بیش از سنش نشان می دهد یا خیلی راحت است. خلاصه ویژگی هایی دارد که هم سن و سال های تو از انها خوششان می اید .این تو نیستی که کمتر جلب توجه می کنی همکلاسی ات زیاد جلب توجه می کند . این دو تا با هم خیلی فرق دارد...خوب از این بگذریم این همکلاسی را خودت به عنوان دوست انتخاب کرده ای. ایا اعتماد به نفس داری؟ ایا تمام خوبی های دنیا را در وجود او و تمام عیب و ایراد های دنیا را در وجود خودت نمی بینی؟ ایا در مورد همه ی دوستانت هم این طور فکر می کنی؟

اغلب اوقات ادم وقتی کسی زیاد مورد توجه دیگران است  حسودیش می شود. این دوست و همکلاسی تو حتما رفتاری دارد یا لباس هایی می پوشد که توجه همه را جلب می کند. در این سن و سال مجبور نیستی جذاب باشی. ها؟

نکته ی طلایی

جذابیت غالبا مسئله ای زمانی است.فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

                       

تاريخ پنجشنبه هفدهم فروردین 1391سـاعت 14:47 نويسنده خودم| |

miss-A